سی و یکمین ماهگرد دوقلوها...
عزیزای دلم ، غنچه های زیبای بوته زندگیه ما
به سلامتی سی و یکمین ماه هم سپری شد
و من شادم از اینکه توانستم این ماه هم زندگیه شیرین شما فرشته ها را
به تصویر بکشم تا در آینده ببینید و لذت ببریداز لحظه های ثبت شده کودکیتان

گل ارغوان در حال شکفتنم آرام آرام میبینم که گل برگهای زیبای ارغوانیت از
هم باز میشوند تا تو را به گلی کامل تبدیل کنند غافل از اینکه گل نو رسته من
مدتی است که بوی عطرش فضای دنیا را از آن خود کرده است عزیزم با تمام
قدرت از وجودم تو را سیراب میکنم وبا دستانی که روز به روز عمق خطوطش
بیشتر می شوند وجودت را از هجوم بادهای خزان محافظت می کنم. باشد
تا تمامی عالمیان به تماشای گل زیبای ارغوان من بنشینند تا شاید شبنمی
از وجودش بر سر آنها بچکد. زیبایم با تمام وجودم به داشتن تو بر خود می بالم و
خدا را شکر میگویم که برکت تمام جهان را بر وجودم ریخت وتو را در دامانم نهاد ..


امیر عباسم... ای تمام آرزوی روزهای جوانیم، من مادرت با تمام وجودم
دوستت میدارم و همه رمق روزگار جوانیم رو به پایت میریزم تا بزرگ
شوی امیر شوی ،امیری از جنس امیران مخلص روزگار ...
همتای پدرت امیر حسین
باشد که آنروز را ببینم و بر خود ببالم ...

این ماه هم پر بود از مهمونی و عروسی و بازی و گردش
بریم سراغ تصاویر رخدادهای این ماه
عروسی پسر خاله مامان
با یک لباس عروس مامان دوز دیگه برای ارغوان جون

یه قرار نی نی وبلاگی
یه روز جمعه با دو تا از دوستای خوب نی نی وبلاگیمون رفتیم کیدزلند شهرک غرب
دوستای خوبی پیدا کردید سه قلوهای خوشگلم هانا و آرشا و کوشا
و پارمیس جون
حسابی به همگی خوش گذشت
از راست به چپ: امیرعباس، هانا، پارمیس، کوشا، آرشا و ارغوان




ارغوان با اینکه آموزش خاصی ندیده ولی به نقاشی خیلی علاقه نشون میده
و بسیار با تمرکز نقاشی میکشه البته اگه امیر عباس بزاره



مسابقه فوتبال دستی دوقلوها و سه قلوها



اینم پایان کار
و امیر عباس که از شدت خستگی دنبال یه جا برای لالا بود

ولی خوب تو ماشین سر حال شد و گفت خونه نمیاد و بایییید بریم پارک


یه حمعه دیگه و پارک جنگلی یاس

عکس زیبایی از دوقلوهای من نکته رو گرفتید ...



یک فرار با سرعت آهو

یک عصر زیبای پاییزی



عید سعید قربان مبارک
کیک مامان پز

عید غدیر خم مبارک
اینم دستپخت مامان برا عید

این چیز کیکم به مناسبت 31 ماهگیتون درست کردم


روز عید و خونه مامانی زهرا

اومدم تا از شیطنت هاتون بنویسم
این روزها دیگه تفاوتهای هم جنس نبودنتون خیلی مشهود شده و
من نگران از رفتار و عکس العمل هام در برابر کارهای شما
دایما امیر عباس در حال لجبازی با ارغوانه
دخترک نازنینم به دنبال یه کنج آروم برای نقاشی کشیدن 
پسرک بلای من به دنبال ویران کردن هر کنج آرومی
ذخترکم عاشق نقاشی کردن و بازی های ملایم ورویاهای کودکانه پر احساس
پسرک سیطون من به دنبال هیجان و شور و سر و صدا و جنگ و دعوا
امیر عباس ارغوان رو میزنه میگم چرا زدی میگه مامان حواسم نبود
میخواستم بوسش کنم اشتباهی زدمش 
ببخشید معذرت میخوام و دو دقیقه بعد باز
تکرار
تکرار
تو تمام مدت روز یک ربع بازیه و یک ساعت کش مکش 
و من مادر این وسط 





اینا لباسهای پارسال کشف شده از کمد که حدود 10 روز شماها رو سرگرم
کرده بود از صبح میپوشیدید تا شب و بازی عروس و دوماد
ناگفته نماند که امیر عباس بعد از یک ماه هنوز کت رو بی خیال نشده

دارن میرن خرید با عینک و کیف پول مامان و فرقون

این ها که مشاهده میکنید بلندگوهای سینما خانگی هستند که
بیچاره ها از ترس سقوط الان 2 ساله که پشت مبل ها مخفی شدن
ولی غافل از اینکه اونجا هم در امان نیستند

اینم اوضاع جارو کردن خونه ما
خیلی خوب نوبت رو هم رعایت میکنند و با نوبت سوار میشن
داداش تا ده میشمرم پیاده شو نوبت منه ( دیالوگ ارغوان )


اینم اوضاع حمام کردنشون
فقط با شرط رنگ بازی میرن حمام

مامان بازی دوقلوها
فقط نمیدونم چرا بابا هم روسری سر کرده 


امان از وقتی که فیلشون یاد هندوستان میکنه
آب بازی تو حیاط 

آبنبات خورای خوشتیپ های من در حال تماشای خندوانه



چند تا از نقاشهای دخترک زیبای مامان
این مامانه

اینم مامان و بابا
بزرگه مامان و کوچکتره بابا که سیبیلم داره ( دیالوگ ارغوان )
حالا چرا مامان که نصف بابا است رو بزرگتر کشیده 


اینم خودم و داداشم که سیبیل داره
خودمم دکمه دارم ،گوشواره دارم ،موهامم بلنده (دیالوگ ارغوان )
a
الهی که همیشه دلاتون شاد و لباتون خندون باشه



سی و یکمین ماهگرد دوقلوها... 























